مدح و شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام
شاعر : حسن لطفی
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
قالب شعر : مربع ترکیب
آنکه حکمت به لب او جریان داشت که بود آنکه علم از نفس او فوران داشت که بود
آنکه اندیشه از او شیرۀ جان داشت که بود آنکه ایمان به وجودش ضربان داشت که بود
خـانـهای در حرم هر دل عـاشـق دارد
شیعه امروز از او وعـدۀ صـادق دارد
همهجا سایه فیضاش به سرِ سرورهاست حُکمِ او حکمت او ژرفترین باوررهاست
چقدر خـطبۀ او خط به خطِ دفترهاست قالَ صادق همهجا تاج سر منـبرهاست
از اشـارات نـگـاهـش لب ما جان دارد
از احـادیث لـبـش مـذهـب ما جان دارد
آنقدر گفت علی روز و شب از حال علی که جهان پُر شده از قالَ علی قال علی
فیض او بود که دل رفت به دنبال علی کـه فـقــط آل عـلـی آل عـلـی آل عـلـی
آنقدر گفت علی بر لب ما جام علیست
کوری دشمن مـولا همهجا نام علیست
بادهنـوشان زِ دَمش راز مگو ساختهاند خاک راهش همه بردند و سبو ساختهاند
کعـبه را روز ازل از گل او ساخـتهاند عالمان از لب این چشمه وضو ساختهاند
هـمـۀ اهـل نـظـر بـر درِ او رو زدهاند
اولیاء مـحــضـر او آمـده زانــو زدهاند
نفـس اوست اگر گـریـۀ ما طولانیست نـفـس اوست اگر دیـدۀ مـا بـارانـیست
مقتل اوست اگر حال جگر طوفانیست مجلس صبح و شبش مجلس و رضهخوانیست
بیسبب نیست که سوزد جگرش گاه به گاه
حـق بـده کُـنـیـۀ او هـسـت ابـا عـبـدالله
بارها حرمتش از کینۀ منصور شکست دید بیحرمتیِ آنهمه مامـور... شکست
آمـدند و در این مـقـتلِ مـاثـور شکست وایِ من از در این خانه که با زور شکست
وای از شیخ حرم هیچکسی شرم نکرد
از سـفـیدی محـاسن نـفـسی شرم نکرد
|